ز گهواره ....تا گور !

بخوانید ، این غزلواره ی زیبا و بی نظیر را !

گاهی اوقات انبوه مطالب مربوط و نامربوط ، عجیب به ذهن ام فشار می آورد ، حس می کنم دریچه مغزم شده مثل یک درب خروجی کوچک برای یک ورزشگاه سرپوشیده یکصد هزار نفری که دچار حریق شده ، که برای فرار از خطر، جمع کثیری برای بیرون جستن از آن به هم فشار می آورند ، و در کشاکش این فشارها ، هر بار مطلب کوتاهی به بیرون پرتاب می شود ، این بار یکی از آن دفعات است ، پس متن این پست را چند بار بخوانید......  ، راستی هیچ روانشناسی نام این بیماری مرموز را می داند ؟

پیش گفتمان :: عبید زاکانی می فرماید :: شخصی تیری به مرغی انداخت ، خطا رفت ، رفیقش گفت :: احسنت! ، تیر انداز بر آشفت که مرا ریشخند می کنی؟ گفت :: نِی ، احسنت می گویم ، به مرغ!

غرض اینکه انسان ، یعنی همین بشر دوپا ، بعضی وقتها چیزهایی می خواند و می بیند که دو تا شاخ در می آورد به ارتفاع دویست متر ، یعنی بعضی وقتها با یادآوری یک ماجرا دقیقا به یاد ماجرایی دیگر می افتد ، و مثل اینکه میخواهد منفجر شود که کدامین را اول بگوید ، مثلا همین دیروز که به مکانیکی رفته بودیم یادمان آمد که زمانی که هنوز برای خودمان شیخ جلیل القدری نبودیم یکی دو ترم فیزیک مکانیک تدریس میکردیم ، مسئله ای داده بودیم که در آن شخصی گلوله ای را پرتاب میکرد و در نهایت محاسبه قد این شخص ( یعنی یک و نیم متر) پاسخ مسئله بود ، دانشجویی قد شخص مورد نظر را 1500 متر حساب کرده بود ، نمی دانیم این گوساله ی بزغاله ، چرا فکر نکرده بود خداوند آدم 1500 متری نیافریده!

یا مثلا پریروز که نفتی شدیم یادمان آمد که آخرین وزیر نفت محترم دولت دهم همین تابستان سال 1390 فرموده بودند که :: "در صورت تحریم نفت ایران، قیمت نفت از دویست دلار هم فراتر خواهد رفت" ، که ما را به یک باره به یاد حکیم ابوالقاسم فردوسی و داستان رستم و اسفندیار انداخت!

راستی ، یک بار که در یک واحد صنعتی بزرگ کار می کردیم ، مدیرعامل مجموعه که راهی یک سفر کاری به خارج کشور بود ، نگران این بود که در زمان غیبت اش مشکلات چگونه رتق و فتق می شود ، به شوخی به او فرمودیم :: نگران نباش ، همین نبودن حضرتعالی 90 درصد مشکلات را حل می کند ! ، و نمی دانیم چرا یاد این موضوع افتادیم که همین چند روز پیش ریاست دولتهای نهم و دهم فرموده اند :: اگراحساس نگرانی کنم بر می گردم!

عرض شیخ به حضور مریدان که ، اولین بار پادشاه پیشین در سال ۱۹۷۳ میلادی شعار اقتصاد بدون نفت را مطرح کرد ، و چند سال بعد رفت تو همان بشکه ی نفت ، ..... و آخرین بار نیز کیهان چهل و اندی سال بعد ، همین چند روز پیش نوشت:: "آمریکایی‌ها سعی دارند از کارت نفت ارزان قیمت برای فشار به ایران استفاده کنند!" ، وی (یعنی همین کیهان) سپس خواستار اقتصاد بدون نفت ، و جراحی اقتصاد ایران و بیرون آوردن غده سرطانی" نفت از بطن آن شد! ، که البته ما خایه نکردیم بپرسیم :: چرا تو این چهل سال ، هر سال حداقل دو درصد این غده را نبریده اید ، که سرطانی نشود!

یعنی به نظر شیخ مهمترین مشکل کشور همان ورزشگاه یکصد هزار نفری است ، یعنی اگر دولت تصمیم بگیرد کسانی که به ورزشگاه می آیند تا به بقیه بگویند ، چه ببینند ، چه بخورند ، چه بپوشند ، چه بنویسند ، چه بخوانند ، به چه گوش دهند و به کجا بروند اخراج کند ، همه مشکلات حل می شود ......اصلا بی خیال بابام ، ورود هرگونه حضرت شیخ به ورزشگاه ممنوع است ،.....ورزشگاه تعطیل !

گفتمان چهل و نهم :: شما هم چونان شیخ ، یک چیزهای جفنگی بگویید مریدان به فیض برسند(همان حال کردن زمان شاه) ......، اما محترمانه ، با رعایت ادب ، به دور از توهین ، و مثل همیشه اسراف نکنید!

 گفتمان بی ربط :: از بانو پروین اعتصامی !

واعظی پرسید از فرزند خویش // هیچ می دانی مسلمانی به چیست؟

صدق و بی آزاری و خدمت به خلق// هم عبادت ، هم کلید زندگی ست!

گفت:: زین معیار اندر شهر ما / یک مسلمان هست آن هم ارمنی ست!

بشنوید ترانه های دل انگیز  پس زمینه ی این درگاه را!

/ 51 نظر / 82 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کریما

عمّامه ها به صد ناز رفتند روی سینی!! شا هان جفت با جفت کس دیده اینچنینی!؟ ایّام به کام شیخ ما باد کاو اهل قلم همی کند شاد

زهــــــــــره تک ستــــــــــاره

" احمد شاملو " تیکه کلامش بود؛ فرق نمی کرد موقع سلام یا وقت خداحافظی ،می گفت "تنور دلت گرم..." معنی این جمله را بعدها فهمیدم ... هرجا که از دلم مایه گذاشتم و اتفاق خوبی افتاد یاد حرفش افتادم . انگار تنور دلت که گرم باشد نان مهربانی اش را می خوری هرچه دلت گرمتر ، مهربانی ات بیشتر و روزگارت آبادتر است. امیدوارم امروز یکی از زیباترین و بهترین روزهای زمستانیت را تجربه کنی. """تنور دلت گرم.."""

فراطنز

فکرکردیم کیک خامه ای می آورد !!! درود[گل]

ملیحه

سلام جناب شیخ گویا شما در امور خطیر پزشکی چندان سررشته و خدای نکرده تجربه‌ای ندارید ،گاهی اوقات برداشتن یک غده ی سرطانی یا ریشه کن کردن آن دل طبیب را ریش میکند و روزگار جیب ایشان را وریش و مایه در همان بودن مرض است و دست در جیب سوراخ مریض بردن. هر چند به عقل ناقص و سن اندک این حقیر دقیقا هر سالی به هر نامی نامگذاری شد دقیقا آنسال 360درجه و 30000000000000 سال نوری برعکس نامش بود که این را شما که شیخ جلیل القدری هستید بهتر از همه میدانید. همی گویم و گفته ام بارها بود از این عمامه بسیارها مهم آن سر زیر عمامه است که البته بین خودمان بماند آنهم زیاد فرقی نمیکند فکر کن سر و توی سر و عمامه را باهم در تعداد فراوان کپی پیس کرده باشند.

خاله

سلام شما با این ذهن باید روزی سه تا چهار پست بگذارید عالی بود البته قبلی ها را هم خواندم ولی کامنت نمیزارم

پشه

چی بگیم والاه!

يزدي

درود بر شيخ عالي مقام يک هفته از غيبت شما گذشته و اين همه غيبت مسبوق به سابقه نيست يحتمل همه مريدان و يقينا اين مريد کمترين نگران جان جناب شيخيم رخ بنماييد و مريدان را از نگراني در آوريد و علت غيبت را هم مشروحا بيان بفرماييد ببينيم موجه بوده يا غير موجه ايام به کام سايه عالي مستدام عزتتان با دوام بد خواهانتان نا کام اي شيخ عالي مقام عليک السلام

شهداد امروز

سلام و ادب جناب استاد الماسی بزرگوار کجایید؟ چرا دیربه دیر به روز می کنید؟ اعصاب مصاب نداریم وا[گل][گل]