نازنین ،شیرین، بلا، قند است خر!

پیش گفتمان :: مبادا مریدان فکر کنند که ما نامزد یکی از سه قوه هستیم و پیشاپیش داریم دارایی خود را اعلام میکنیم ، یا قصد مهاجرت به دیار فانی کرده ایم و داریم وصیت نامه مینویسیم ،.... نخیر ، ما با اینکه مدت زیادی است خیر سرمان برای خودمان شیخ هستیم از جیفه ی دنیا یک دفتر کار فکسنی داریم ، و یک خانه زپرتی در یکی از مناطق مرحوم (ببخشید محروم) اصفهان ! ، و هکذا از نعمتهای بهشتی نیز یک فقره بانوی نازنین ، و دو گل دوست داشتنی به نامهای نرگس و نیلوفر !

یعنی ، تا همین چهار پنج سال پیش، که ما یک شیخ صفر کیلومتر بودیم ، قبضهای آب و برق و گاز و کوفت و زهرمارمان هر چهار ماه یکبار میرسید ، مثلاً هر چهار ماه یک قبض گاز به دستمان میرسید به مبلغ سی هزار تومان برای چهار ماه ، یکی دو سال بعد شصت هزار تومان میرسید منتها برای دو ماه ، و الان صد و بیست هزار تومان برای یک ماه ، و اینگونه شد که نیمی از اوقات شریفمان به پرداخت ماهانه همین قبوض میگذرد ، و لا غیر! ، یعنی هر صبح که از خواب بیدار میشویم ، یا یکی آمده کارکرد کنتور بنویسد ، یا قبض بیاورد ، یا قطع کند ، یا وصل کند ، یا اخطار بدهد ، یا تشکر کند و ....!

یعنی میخواستیم در حضور همه مریدان در کمال صحت و سلامت جسمانی و عقلانی به خریت خود اقرار نماییم ، و تعهد نماییم که همچنان تا ابد الدهر خر (همان الاغ زمان شاه) خواهیم ماند ، و به خریت خود افتخار میکنیم ، ولی تقاضای عاجرانه داریم که به جای اینکه سال آینده قبضهایمان را پانزده روزه کنند و دو برابر ،  ، همان ماهیانه بفرستند و چهار برابر .....باور کنید یکی میشود ، .....بی خیال فقط ریاضی رو حال کن!

گفتمان هجدهم :: شما هم از خاطرات خود بنویسید ، و محترمانه ، و در کمال صحت و سلامت به خریت حضرت شیخ افتخار کنید و  به همراه شیخ ما    .... ولی اسراف نکنید! 

گفتمان بی ربط :: سه بیتی زیر از کشکول شیخ نهایی !

دلرُبا ، زیبا و دلبَند است خــــَــــــــــر ، // نازنین ، شیرین ، بلا ، قند است خر !

ساکن تهران و در بَند است! خـــــــر ، // هیچ دانی قیمتش چند است خــــر ؟

خـــَــر فروشی ؟ یا خریدار خــَـــــری؟ // عَرعَـــرونی ، عَرعَـرانی ، عَرعَــــــری !

/ 43 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مینا

وااای تخصص پدر بنده گاز گرفتن از لپهای بچه است و اگر تپل باشه بیشتر بهش میچسبه. جای پدرم خالی[خنده] ای بابا شیخ! ما در حال حاضر تمام عمر شریفمان به این امر می گذرد! صد سال اولش سخته[خنده]

رسول آقایی(راز)

سلام ای شیخ هر چه با توانهای دو ور رفتیم ازدو به توان منهای سی تا دو به توان مثبت سی به نتیجه نرسیدیم خیلی فریبنده هستند ای توانها! مثلا اون ماجرای مخترع شطرنج و یا این که شما گفتید شبیه گلد کوییست است ظرف ده سال 1024 برابر میشود قبض و قس علی هذهی.

تکتم ( دکتر آشپز )

بذار یارانه نقدی را قطع کنند همچین تو روز روشن از دیوارت معتاد بیاد بالا که امرز را آرزو کنی ! [نیشخند]

اقتداری

در خریت از تمام مردم دنیا سرم هر کجا باری ست بی اکراه آن را می برم هیچ جا از من کسی نشنیده یک جو اعتراض اعتراضی نیست چون من از بیخ واز بنیان خرم! در طویله برق را خاموش خواهم کرد چون بیش از این ها من به فکر نسل های دیگرم ! آب را هم جیره بندی می خورم ،ارزان شود گرچه ارزانی ندارد راه در مغز خرم گاز هم هرگز به کار من نمی آید که من گرم خواهم کرد خودرا با صدای عرعرم! عرعرونی عرعرونی عرعرونی عرعرا! وه! چه زیبا می نماید این کلام آخرم!

سپاهی لایین

درود ما به تو ای شیخ نازنین بادا هر آنچه می‌بنویسی تو دلنشین بادا تمام آنچه دراین صفحه بود را خواندیم همیشه خاصیت خامه‌ات همین بادا.... ... دل ربا، زیبا و دلبند است، خر روی لبهایش شکرخنداست،خر عشوه می آید برای عابران صاحب کیف و کمربند است، خر من نمیگویم که دختر یا پسر ظاهرا، او نیز فرازند است، خر منتها خیلی بلا و نا قلاست بدتراز چیزی که گفتند است، خر خر نگو، استاد فن دلبری عرعرونی، عرعرونی، عرعری! همینطوری نوشتم محض شادی بدانی حال ما خوب است و عادی بدرود عزت اهل دل.

آمنه

دروود یا شیخ.انگاری مشغول پرداخت قبوض هستین که آپ نمیکنید.[قهقهه]

اقتداری

گفته باشم تا بدانی گرچه من اصلأ خرم! تاکه باشم ،ساکت وآرام وبی شور وشرم لیک اگر روزی خریت در وجودم گل کند یا بلا از حضرت ارباب آید بر سرم در چنان روزی به دندان های تیزم ناگهان خشتک ارباب را پیش رعیت می درم ! عرو گوزم! را نثار گریه هایش می کنم تا توانم بالگد بر جسم وجانش می پرم ! من خرم اما نباید پیش ظالم خم شوم پس پیامم را بخوان از عرّ وعرّ آ خرم

گلچین

سلام استادگفتم احوالی پرسیده باشم وسلامتی شما راازخداوند خواستارم ممنون