دوباره می سازمت وطن !

از شیخ نهایی ::

به دور از مشت و آهن بود ........"ایران" ،

سراســـــــــر شور و شیون بود ، "ایران"!

غـــــــــزل همراه  "سیمین" رفت ....اما ،

همیشه نام یک زن بود ..........."ایران" !

 

پیش گفتمان :: ما که برای خودمان شیخ جلیل القدری هستیم ، نه تنها بی ایمان و لامذهب نشده ایم ، بلکه خیلی هم برای خودمان معتقدیم و سر به راه ، حتی از همین الان داریم نقشه می کشیم که زمانی که به بهشت می رویم چه جوری دل آن همه حوری را بدست آوریم که بانوی مکرم شیخ داغ نکند !......یعنی ما چفیه مان را برای جنگ گذاشته ایم ، و کت و شلوار و کراواتمان را برای سخنرانی ، و عبا و دستارمان را برای موعظه ، و عقل سلیم هم به ما حکم می کند که جای آنها را عوض نکنیم!

یعنی ما که شیخ هستیم خیلی لذت می بریم که گاهی به ندرت در فیلمها می بینیم شیعه و سنی همزمان و در یک صف واحد در نماز جماعت حاضر می شوند ، و آن یکی با دستان بسته نماز می گزارد ، و این یکی با دستان باز ، و هر دو ذکر خدا می گویند ، بدون اینکه یکی بخواهد چشم آن یکی را از کاسه به در آورد!

و ما که برای خودمان شیخ هستیم بی نهایت حالمان بد می شود از قدرت جهل و نادانی ، وقتی می بینیم آن یکی با گفتن "الله اکبر" گوش تا گوش سر آن دیگری را از بدن جدا می کند ، و آن دیگری نیز در هنگام بریده شدن سرش همان "الله اکبر" را زمزمه میکند .....!

غرض آنکه در پاسخ به یکی از مریدان نازنین (که با عنوان "امام جمعه برره" پیام داده بود)  خواسته بودیم در کشکول شیخ به اختلافات بین مذاهب و فرق اسلامی نپردازد ، امیدوارم این چند پاراگراف پاسخ به این سئوال باشد که .....چرا که نه ؟

گفتمان سی و هفتم :: بشتابید ، شیخ ما را نقد کنید ، ......به نظر شما پرداختن به اختلافات مذهبی را مفید می دانید یا مضر ، و آیا آن را از نشانه های ایمان می دانید ، یا خیر؟ .........اما محترمانه بنویسید ، و به دور از توهین ....و اسراف نکنید! 

گفتمان بی ربط :: غزلواره زیبای زیر ، از استاد خوش عمل کاشانی(شاطر حسین)!

هـر که در کشور ما سیم و زرش بیشتر است ،

شده ثابت که زیان و ضــــــــررش بیشتر است!

ماکیـــــــــــــــان را کند آرامش خوابیدن سلب ،

شـــــام در لانه خروسی که پرش بیشتر است!

با چـــــــــــراغ ار که بود دزد برد کـــــــــــــالا نغز ،

قوم را عــــــــــالم فاسـد خطرش بیشتر است!

نوچه بسیار بود دور و بر فـرد شــــــــــــــــــــرور ،

زحل نحس هم ای جــــان قمرش بیشتر است!

هــــــــــــر که پر مایه تر از علم ، غمش افزونتر ،

می خورد سنگ درختی که برش بیشتر است!

عمّه ی بنده کند فخـــــــــــــــــر به دایی ، زیرا ،

که به فامیل شمـــــــــــار پسرش بیشتر است!

بر خلاف نظــــــــــــــــــــــــر وی رمه داری دیدم ،

غصّه می خورد چـــــــرا گاو نـرش بیشتر است!

همســــــــــــر بنده یکی کشف اخیرا فـــــرمود:

اشک تمسـاح ز غـــــــرغــر اثرش بیشتر است!

شغلش ایجـــاب کند «شــــــاطر» ما پای تنور ،

گر فزون از همه قــــــــر در کمرش بیشتر است!

کلیک کنید ....بخوانید .....نظر دهید!

/ 50 نظر / 50 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آقای جیغ

سلام شیخ گرانقدر این عمو فیلتری حالا حالاها دست بردار نیست ! با آدرس جدید در خدمتیم

امید(شبه شعر)

درود بر شیخ و مریدان. ابیات یادواره "ماه بانوی غزل" سیمین بهبهانی عزیز زیبا بود و غزل شاطر عباس فوق العاده .[گل][گل]

امام جمعه برره

سلام ما خودراشاگردشیخ الشیوخ می دانیم شما واستاد جیغ ابادتاج سر همه ملت ایرانی چگونه شاگرداز استاددلرنج می شوددرجواب قرانی تون بایدعرض کنم که سوره عنکبوت ایه 45 می فرمایدشما حق ندارید حتی بایهودونصارا جنگ کنیدمگردرحال دفاع ازخودوبه انان بگوید ما ایمان داریم به کتب اسمانی شما وپیامبرانتان وما وشما تسلیم شدگان دربرابر خداهستیم خودبرونگاه کن پیروز باشید

امام جمعه برره

درضمن وه خواهم با بانوی نیمه شب ازدواج وه کنم از همین الان دعوتی

کورش

[گل][گل][گل].....[گل]

راز

سلام بر شیخ عزیز به دلیل پاره ای مسایل مدتی مفارقت افتاد خوشحالم که مجدد در خدمتم[گل]

بیداد کرمانشاهی

سلام[گل] ...وقتی می بینیم آن یکی با گفتن "الله اکبر" گوش تا گوش سر آن دیگری را از بدن جدا می کند ، و آن دیگری نیز در هنگام بریده شدن سرش همان "الله اکبر" را زمزمه میکند .....! یا شیخ! این جمله شما لرزه بر بدن من انداخت! واقعا روح مبارک پیامبر رحمت و مهربانی این مصیبت رو چگونه تحمل می کند؟! و واقعا عجب صبری خدا دارد!

گل گاوزبان

درود خواندم زیبا بود بروزم با شریک دزد رفیق قافله

نیما راسخ

درود بر جناب شیخ نهایی......تا آنجا که من خوانده ام و شنفته ام استاد عباس خوش عمل کاشانی را تخلص شعرطنز «شاطرحسین» است و نه «شاطرعباس»....اصلاح فرمایید تا ایشان با پارو خدمتتان نرسیده است....

فریبرز رازقی

خوبان گنه ندارند گر یاد ما نباشند چون شعر بد به خاطر نتوان سپرد ما را