وقتی قلم هایت می شکنند!

پیش گفتمان ::گاهی قلم زیر دستان ات می شکند ، از عصبانیت ، گاهی گریه امان ات نمی دهد ، در میان قهقهه ای ابلهانه ، گاهی فکر می کنم نوشتن دردناک ترین لذت دنیاست ، نمی دانم آیا بجای آوردن عمل مستحب عمره ، تحمل عملی شنیع را توجیه می کند ، یا خیر ، .......بگذریم!

حکایت عجیبی خواندم از زبان آقای سعید لیلاز:: "در اسپانیا شهری وجود دارد با نام گرانیکا ، در طول جنگ داخلی اسپانیا یک بار به صورت غیر رسمی توسط نیروی هوایی آلمان نازی به شدت تخریب شد ، پیکاسو تابلویی کشیده است از جنایت‌ها و ویرانی‌هایی که در این شهر انجام شد (همان که در تصویر این پست می بینید) ، در خلال اشغال پاریس ، افسر فرمانده ی آلمان نازی در یک مهمانی با اشاره به تابلو گرانیکا از پیکاسو می‌پرسد :: این تابلو کارشماست؟ پیکاسو در جواب می‌گوید :: خیر، این تابلو کار شما است!"

کورش عزیز  در وبلاگ "اینجا چراغی روشن است" مطلبی نگاشته بود در مورد توافق لوزان ، با عنوان "برد برد" برایش نوشتم ::

درود بر کورش عزیز، البته به ناچار امتیازات بزرگی نیز به طرف مقابل داده شده ، ولی عده ای فکر می کنند شش وزیر خارجه کشورهای بزرگ دنیا در لوزان جمع شده اند تا از گناهان خود توبه کنند و آمده اند تا آقای ظریف و هیئت همراه بر سرشان آب توبه بریزند ، غافل از آنکه شما وقتی میزنید قطع نامه دان آنها را جر می دهید و به لولوهای خود فرمان می دهید همه ی ممه های آنها را بخورند ، آنها هم واکنش نشان میدهند خوب ، اما این دو بیت شاید پاسخ مناسبی باشد از حضرت مولانا که ::

آن یکی نایی که نی خوش میزدش // ناگهـان بادی بجست از مقعدش !

نای را بر کون نهـــادی کــــــــه ز من // گـــــر تو بهتر میزنی بستان بزن !

خسته نباشید می گوییم به تیم مذاکره کننده ، و از اینکه دست دیوانگانی مانند نتانیاهو و بوش و منندز را بسته اند تشکر میکنیم ، و از اینکه سایه ی جنگ از کشور عزیزتر از جانمان ایران کوتاه شده خدا را شاکریم !

راستی یادم آمد ، زمانی بر دیواری شعاری نوشته بود به این مضمون که :: "ما همه ی مستکبران عالم را به زانو در می آوریم" ، باران بهاری (هیچ ربطی به باران کوثری ندارد!) ، با کور کردن چشمان حرف "ه" ، این جمله را طنازانه تغییر داده بود :: "ما عمه ی مستکبران عالم را به زانو در می آوریم"!

گفتمان پنجاه و پنجم :: چیزی بگویید ، که شیخ را بخنداند ، ولی مثل همیشه با رعایت ادب ، و به دور از توهین به اشخاص حقیقی و حقوقی ، و اسراف نکنید!

گفتمان بی ربط ، از استاد بزرگوار شفیعی کدکنی ::

چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی ،

به ستـــاره‌ها به باران برســــــان سلامِ ما را !

/ 41 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يزدي

اي شيخ چه نشستي که غنيميشني يافتيم به غايت زيبا مسمي به شيخ و مريدان شهرفرنگي است براي خودش پدر سوخته هرچند خالي از خلل و نقصان و بعضا بدآموزي نيست چون يک جورهايي سوغات فرنگستان است اما زيباييهاي آن بر زشتيهايش مي چربد و رجحان دارد بي گمان اگر مصلحت شيخ در آن باشد که اين انيميشن را به مريدان پيشکش کند تا خاطرشان مفرح گردد و صد البته خاطر شيخ بزرگوار، پستي مستقل را شايد و بايد ، تا اين سينماتوگراف به مريدان معرفي و هشت پرده آن که تاکنون مهيا گرديده و چه بسا در روزهاي آتي پرده هاي بعديش هم به صحنه بيايد در انظار مريدان قرار گيرد تا اندکي دور هم بخندند يحتمل هرجور که مصلحت شيخ جليل المقدار باشد ما تابعيم و نعره نميزنيم و جامه نمي دريم اين هم لينک باشد از براي بخش اول آن غنيميشن که هفت بخش بعدي آن نيز بر حاشيه همان صفحه اول موجود همي باشد http://www.aparat.com/v/6E0LS

ali

http://jelodari.blogfa.com/post-11.aspx

سپاهی لایین

باز سر سال نو و السلام باز رسیدن به حضورت مدام بی نظر مدح و نشان از مجیز شیخ نهایی، تو عزیزی، عزیز شیخ بلند اختر و خوش نام ما مایه‌ی خوشوقتی و آرام ما طنز تو از دید ستم جانگزا از نظر ما چو عسل جانفزا بیشتر از این چه بگویم عزیز نیست نیازت که بگویم عزیز...

؟

به قول بلاگ نویس ها :بی ربط نویس کل این دولتهای استکباری غربی وشرقی میانی وایضا شمالی وجنوبی ووباز هم میانی دستشان تا مفرغ یا مرفق اصلا تا ارنج به خون مردم آلوده است تاریخ احمقانه روزهارا برای کشورهای میانی رقم میزند شاید هم رغم میزند نقشه جدید خاورمیانه به دست خود دولتهای میانه با هزینه گزافی از خون های بیشمار انسان وجنایتهایی تاریخی در حال شکل گرفتن است البته اگر شکل بگیرد میترسم اصلا شکل هم نگیرد . ظاهرا هیچ دولتی در غرب وشرق ومیانه وشمال وجنوب از این اوضاع بدش نمیاید.همه یک جورهایی در حال بهره بردن هستند البت بزرگترین بهره را کارخانجات تسلیحاتی میبرند وکشور هایشان . ما ها هم این وسط دلمان به افزایش فدایی هایمان خوش است

اقتداری

شیخ ! تو بر جمله ی شیخان سری در هنر از هر هنری برتری با قلمت بر سر سندان ظلم پتک گران قدرت آهنگری مثل تو پیدا نشود در زمین در نظر من تو فقط گوهری دیر اگر آمده ام خدمتت جرم مرا باشد تا بگذری

فریبا

هنوزم به پیامبر و مرشد نیاز دارند عجب آدمهایی هستند انگار مال این دوران نیستن ایرانی جماعت پیش اعراب همچنان عجمند کما فی السابق اگه می دونستم رفتارشون اینقدر تحقیر آمیزه عمرا نمی رفتم مکه ...اینا حرفهایی هستند که این روزها از زبان فامیلی که مشرف به حج شده بودند شنیدم... پس چرا حاجیهای قبلی حرفی نزدند ؟شکایتی نکردند! عجیب نیست؟

؟

شرایط منطقه خیلی شبیه دوران جنگ های هفت ساله در اروپاست ان موقع هم همه با هم دشمن بودند وهمه طالب جنگ و ائتلاف های موقت نتیجه اش سربراوردن امپراطوری بریتانیا شد . نتیجه جنگهای اول ودوم هم سربراوردن ایالات متحده امریکا شد به نظر شما نتیجه جنگهای خاورمیانه چی میتونه باشه ؟نکته اش اینجاست این سربراوردن در جایی که جنگ اتفاق افتاده نبوده ... خرابی برای عده ای وقدرت وعظمت برای دیگری در جایی دیگر بوده با این وجود چرا کلیه دولتمردان کماکان نادانند وبر طبل جنگ میکوبند؟

ملابصرالدین

یک روز یه نفر سوار تراکتور همسایه اش میشه و میرن سمت شهر وسط راه صاحب تراکتور واسه خنده میگه:اگه از اون تپاله گاو یک لقمه بخوری تراکتورم را میدم به تو! طرف قبول می کنه و میره پایین یک گاز درست ازش میزنه و صاحب تراکتور میشه عصر موقع برگشتن یارو به فکر میفته که اگه بقیه بفهمند که اون چطوری صاحب تراکتور شده آبروش میره اون یکی هم مثل سگ پشیمون بوده چطور سر یه شوخی تراکتورش را از دست داده اولی میگه:اگه یک گاز از اون تپاله گاو بخوری تراکتور را بهت پس میدم اون هم امون نمیده و می خوره نزدیک محله که می رسند دومی میگه:می دونی به چی فکر می کنم؟ صبح من صاحب تراکتور بودم و الان هم صاحب تراکتورم فقط نمی دونم این گه خوردنمون چی بود؟ از "عزیز نسین" نویسنده بزرگ ترک این مطلب هیچ ربطی به قضایای هسته ای و بازگشت به شرایط ده سال قبل و البته ضرر و زیان صدها میلیارد دلاری از طرف ملت ندارد!!