آخرین نتایج امتحان تافل !

رباعی بودار ، از وبلاگ دو واحد خریت پیشرفته ! 

با جنگ میان حـــق و باطل چه کنیم ؟ // با معنی ِ واژه ی "هَلاهِل" چه کنیم ؟ 

اینها که مهم نیست ، جهنم ، به دَرَک // با نمـره ی امتحان "تافِل" چه کنیم ؟

پیش گفتمان :: ما با اینکه برای خودمان شیخ جلیل القدری هستیم دقیقاً نمیدانیم این نبرد بین حق و باطل از چه زمانی شروع شد؟ شاید از زمان حضرت آدم  ، و اختلاف بین هابیل و قابیل ، که باز ما آخرش نفهمیدیم که حسادت قابیل و کشته شدن حضرت هابیل بالاخره  نتیجه یک رقابت عشقی بر سر تصاحب خواهر زیباتر بود ، یا حسادت قابیل بر پذیرفته شدن قربانی هابیل از سوی خداوند ! ، و البته نمیدانیم که حضرت حوا ، که حتماً هر دو پسر خود را همچون هر مادری دیگر به غایت دوست داشته ، و از اختلاف بین آن دو در عذاب بوده ، در جبهه حق واقع میشود ، یا باطل؟ 

نمیخواهیم خدای ناکرده بگوییم حق و باطل نسبی است ، داریم در مورد آدمها صحبت میکنیم ،  مثلاً نگاهی به کامنت دانی حضرت شیخ بیندازید ، تا دستگیرتان شود که مریدان شیخ بر دو دسته اند ، عده ای شیخ را اهل ادب و فضیلت میدانند ، چنانکه قند در دل مبارک شیخ آب میشود ، و عده ای هم وی را آدمی مشنگ و هالو هفت شنبه میدانند ، که باعث میشوند شیخ دچار همان مرض مزمن همیشگی شود!

یعنی ما نمیخواهیم بپذیریم که غالب انسانها ، نه مانند معدود اولیاء و انبیای الهی حق مطلق اند ، و نه مانند شیاطین بزرگ باطل مطلق ، بلکه معجونی از این دو و خاکستری اند ، و ما باید به همه انسانها ، با همه خوبیها و بدیهای منحصر بفردشان ، همانگونه که هستند عشق بورزیم ، چنانچه شیخ به هر دو دسته از مریدان عشق می ورزد ، به نیکی!

گفتمان هفدهم ::چقدر با سیاه و یا سفید دیدن افراد موافقید؟ محترمانه بنویسید آیا فکر میکنید هر یک از انسانها یا منحصراَ در جبهه حق اند ، یا باطل؟ ، محترمانه بنویسید عملیات انتحاری  (یا به قول بعضی استشهادی) را نتیجه جنگ دائمی حق و باطل میدانید ، یا همچون شیخ نتیجه جهل و نادانی نوع بشر ......ولی اسراف نکنید!

گفتمان بی ربط :: سه بیتی زیر از کشکول شیخ نهایی !

شاد کامی با خریت شـــُــــــد فزون ! // پس بسازم دستگاهی را که چــــون ،

آدمــــــــی آید ز یک سوی اش درون ، // خـــــــــــــر ز سوی دیگرش آید برون !

آفــــــــــرین بر شیخ و این صنعتگری ، // عَرعَـــرونی ، عَرعَـرانی ، عَرعَــــــری!

/ 47 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساراازکرمانشاه

زندگی‎ حکمت‎ اوست‎. چندبرگی‎ توورق‎ خواهی‎ زد‎، مابقی‎ راقسمت‎! قسمتت‎ شادی‎ باد‎...

آقاي جيغ جيغو

سلام مجدد اين آقا رضا مارمولك عزيز هنوز دنبال ما مي گرده ؟! بهش بگيد منم شيخ گريم الدين فيلترزاده ! منتظر حضور سبزش هستيم ...

کورش

استاد عزیز! وضعیت امروز ما مانند کسی است که کلاغی بر سرش خرابکاری کرده و او خوشحال است که گاوها پرواز نمی کنند! ما اوضاع را اینچنین خاکستری می بینیم!

؟

جناب کوروش ! از بابت گاو ها قبلا صرف شده حالا نوبت کلاغ هاست . به نظر شما نفر بعدی کیه؟ چه خوشبختیم که این همه تنوع در زندگی داریم این هم خاکستری ما است . درواقع اکثر مواقع باید گفت یا حسن کچل یا کچل حسن

سمیه اکبری

میخواندم و تو به ناز لبخند زدی تا درس مرا به عشق پیوند زدی حتی سر امتحان به یادت بودم خانم! تو به امتحان من گند زدی "جناب مظفری، شاعر جوان سبزواری"

عادل

درود تا اونجایی که من در کتاب مقدس خوندم قابیلی وجود نداشت بلکه قائن بوده. هابیل و قائن فرزندان آدم هستند و چونکه سیره ما کمی در مسائل پورنو کنجکاوی میکنه این اختلاف رو هم به زن ربط دادند اما واقعیت اینه که هابیل شکارچی بود و قائن کشاورز. روزی میرسه که خداوند ازشون میخواد هر کدوم تحفه ای به رسم هدیه به خدا بدن و هابیل با جان و دل شکارش رو بخدا هدیه میکنه اما قائن با دلخوری و خساست و این گونه میشه که مورد بی مهری خدا قرار میگیره و به برادر حسادت میکنه و الباقی ماجرا... در ادامه محبت شیخ به هردو گروه هابیلیان و قائنیان وبلاگ مزید بر بزرگی و منش نیکو ی شیخ هستش و اگر روزی دسته جنیان هم به این دو گروه اضافه بشن تصور میکنم باز هم شیخ مساوات رو در مهروزی با چاشنی تدبیر و امید رعایت بفرمایند. سیاهی و سپیدی صرفا قرار دادهای بشری برای نامگذاری بر مجهولات ذهنی خودشونه. عملیات انتحاری هم که از بدو خلقت بوده و همچنان هم هستش.

عباس خوش عمل کاشانی(شاطرحسین)

درود من به تو ای شیخ با مــرام سلام به حال پرسی من آمدی سلام سلام کسی چو شیخ نهایی ندیده ام که کند ز راه پختگی خود به هرچه خام سلام...

سید علیرضا رئیسی گرگانی

دیدم که حسین هم سلامت کرده تجلیل خوش و خوب مرامت کرده آن شاطر خوب گر که اینگونه نوشت این بنده ولی حسن کلامت کرده ارادتمند شما همیشه هستم بداهه است اگر نقص و عیبی دارد باید به عزت خود ببخشائید ارادتمند همیشه دائمی ابدی و .... رئیسی گرگانی

رضامارمولک

شادکامی با خرافات وخریت شد فزون دراین دریای خرافات گشتم سر نگون