نق و نوق های خرکی!

از دفتر شعر شیخ نهایی ::

کــــم به ملت وعده ی نارَس بده ، // فرصتی دیگر به خــار و خَس بده !

مرگ  مـــن این بار آتش بس بده ، // هــــِـِــی نگو یارانه ات را پس بده!

جان بن لادَن ، اوباما ، جان کری ، // عرعرونی ، عرعــرانی ، عرعــری ! 

پیش گفتمان :: دوستی داشتم عرب تبار که از کارمندان شرکت نفت بود ، بعد از جنگ با خانواده در اصفهان زندگی میکردند ، به خاطر انجام پروژه ای برای شرکت نفت به همراه او آبادان بودم ، سالهای بعد از حمله ی عراق به کویت و تحریم نفت در برابر غذا در عراق بود ، و صدام هنوز حاکم بلامنازع عراق !

شبی مهمان یکی از خویشان این رفیق شفیق بودیم در آبادان ، تلویزیون منزل کانالهای عراق را خیلی بهتر از ایران پخش میکرد ، و مطابق معمول بساط رقص و آواز عربی رو به راه بود ، و در میان برنامه ها گاه تبلیغات مختلف !

از جمله تبلیغاتی که پخش میشد تبلیغ رستوران بزرگی بود در منطقه ای مرفه و ثروتمند در بغداد  ، با انواع غذاهای رنگارنگ ، و کبابی لذیذ که دود و بوی آن را از میتوانستی از تلویزیون هم استشمام کنی !

ناگهان گفتم :: "پس اوضاع مردم عراق اینقدرها هم که میگویند اسفناک نیست"، که این جمله واکنش فوری پیرمرد سالخورده ی  صاحبخانه را برانگیخت ، جمله ای گفت که هنوز به یاد دارم ، گفت :: "هیچ چیز بیشتر از این تبلیغ ، تنفر مردم عراق از صدام را باعث نمیشود! " ، گفت ::" هیچ چیز بدتر از آن نیست که بفهمی و خر تصور شوی" !

راستش چرا یاد این خاطره از روزهای دور افتادم؟ ، دیروز رفتم که مطابق معمول یک بسته پنیر بخرم ، با کمال تعجب دیدم بسته پنیری که تا روز قبل 3800 تومان بود با همان بسته بندی روز قبل  ، به قیمت جدید 2500 تومان فروخته میشود ، خیلی خوشحال شدم از این ارزانی ، آنهم در این اوضاع تورم  ، ........زمانی که پنیر را به خانه آوردم ، بانوی خانه به محض باز کردن بسته پنیر ، و بدون اطلاع از قیمت آن گفت :: چرا این این پنیر نصف شده شیخ ؟ .... بی اختیار به یاد جمله های آن پیرمرد آبادانی افتادم !

گفتمان بیست و دوم :: نمیدانم ، هر چه به مغز معیوب شیخ فشار آوردیم موضوعی برای گفتمان بیست و دوم نیافتیم ، شما هم از خاطرات خود بنویسید، ولی به دور از سیاست و بدون نام بردن از اشخاص حقیقی و حقوقی  و ...... اسراف نکنید!

 گفتمان بی ربط :: رباعی بودار زیر ، از وبلاگ "دو واحد خریت پیشرفته !

کــــــَــم از غـــم و از غُصٌه و از درد بگو //  بی درد کجاست ؟ ای جوانمــــــرد بگو؟

درد و غم و غُصه را خـــریداری نیست // یک بار از آنچـــــه میتوان کــَـــــــــرد بگو! 

/ 56 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عباس

شبی مهمان شدم بر یک عراقی همون که یک زمانی بود ساقی کسی که تابع صدام دون بود که ایشان هم به دنیا نیست باقی مرادش رفت سوی آتش و نار پس آنکه ، در اومد، از زیر خاکی

دختر اردیبهشتی

سلام شخ... ممنون از حضورت باافتخار لینکی... در ضمن من هم اصلا از این دکتره خوشم نمیاد....اه......

علی جولا

بر نکته‌ی شیخ آفرین‌ها باید بر دولت شیخ بدترین‌ها باید هرچند تفاوت است از شیخ به شیخ ما را که مریدم همین‌‌ها باید

مینا

این متن رو با تصنیف "جان عاشقان" با صدای استاد شجریان خوندم. خیلی فضا "روحانی" شد !![خنده][نیشخند]

حمید8261

سلام بر شیخ اجل.شیخ بهایی.شیخ طوسی.شیخ اصلاحات...و صد البته شیخ خودمان حاج آقا عزت الله شیخنا ضمن تشکر فراوان از مطالب وبلاگتون پیشنهاد میکنم برای موضوع زیر هم مطلب بنویسید.ممنون زندگی کردن یونس در شکم ماهی

ساغر

سلام من به طور اتفاقی با سایت شما آشنا شدم و چقدر هم که مطالب سایتتون زیباست لطفا بیشتر بنویسید وقتی مشکلات جامعه به طنز بیان بشه خیلی جذاب میشه متشکرم

fateme

سلام تبلیغ کباب پز پلینو دیدی؟؟؟ من و بابام هر وقت این میگه دیگه نگران سوختن کباب نباشین هرهر و کرکرمون راه میفته [نیشخند] بی ربط بود؟؟؟ باشه مگه چیه؟؟؟

ابهر.زنجان

آره بابا هم وطن خیلی چیزا اینطور شده. دستمونم که به جایی بند نیست. مثلا قیمت یه بیسکوئیت رو همون 100 تومن پارسالی نگه داشتن اما در عوض میبینیم که بیسکوئیته کوچیکتر شده!!!! یعنی این بهتر کردن وضعیت جامعه و مردمه!!!یا دزدی و حیله گری!!![خنثی]