عشق ، موتور دو هزار ، و دیگر هیچ!

پیش گفتمان :: مریدی از مریدان نوشته است ، این یعنی چه که شیخ ما همیشه از دلار و ارز و سکه و اختلاس می گوید ، این بعید است از شیخ جلیل المقدار که هماره به فکر جیفه ی دنیا باشد ، این شد که ما تصمیم گرفتیم یک بار هم که شده از شراب عشق بنوشیم ، پس بگذارید در این نوبت عاشقی شروع کنیم دقیقا از همان جای شاعر که می سوزد و می فرماید::

شب شب شعر و شوره ،

شب شب ماه و نوره ،

با یار قرار گذاشتم ،

دیر کرده راهش دوره !

و البته فکر کنید ، شب باشد ، راه هم دور باشد ، شب شعر و شور هم باشد ، خدا وکیلی شما باشی جرات داری از خانه تکان بخوری؟ ، آن هم تنهایی ، خوب آدم دلواپس می شود ، آن هم با این توصیه ی آن یکی شاعر سوخته دل که می فرماید::

ای قشنگ تر از پریا ،

تنها تو کوچه نریا ،

بچه های محل دزدند ،

عشق منو می دزدند !

یعنی به این می گویند "اجتماع نقیضین" ، آن یکی منتظر یار است ، و این یکی نهی می کند که یاراز جایش تکان بخورد ، و اینجاست که یار نازنین قوزپیچ می شود که چه کند ؟ ، چرا که گفته اند :: اجتماع نقیضین محال است!

خوب به یاد دارم در سالهای اول دانشگاه درسی داشتیم به اسم "منطق صوری" ، که بچه ها به اون می گفتند "منطق زوری" ، و تنها چیزی که از آن یاد گرفتیم همین بود که :: اجتماع نقیضین محال است! 

اما حالا ما چرا یاد این منطق صوری افتادیم ، عرض می کنیم ، یادمان نرفته است که همین دکتر محمود خان خودمان می فرمود تحریم ها نعمت است ، و آنقدر قطع نامه بدهند که قطع نامه دانشان پاره شود ، ولی همین چند روز پیش برخلاف ایشان یک آدم ظریفی فرموده اند :: بس است ، دیگر قطع نامه ندهند که مبادا قطع نامه دانشان پاره شود ، و شرط توافق این است که همه تحریم ها ، یعنی همان نعمت ها یک جا خاتمه یابد ، .....به این می گویند اجتماع نقیضین ، صدا میاد!

گفتمان پنجاه و سوم :: شما هم از عشق و عاشقی بگویید ، ولی مواظب باشید همچون حضرت شیخ دچار اجتماع نقیضین نشوید ، و البته به کسی توهین نکنید ، و مثل همیشه از اسراف بپرهیزید!

گفتمان بی ربط :: رباعی بودار و نامربوط زیر از حضرت شیخ!

او فایده ی حضــــــــور را می فهمد ،

تاثیر شعار و شـــــــور را می فهمد ،

با پـای خودش روانه ی زندان است!

پیداست زبــــــان زور را می فهمد !

/ 40 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
zarei

فقط می تونم بگم شاد زی.با همین امکاناتی که داری.والللللللا لا اقل سر و کارمون به بیمارستان و مخارجش نمیفته... به روزم جناب شیخ[گل][خنده]

؟

یکی از مسئولان امنیتی گفت ما احتمال این وضع را می‌دادیم. گفتم پس چرا تمهیدات لازم را برای حفظ امنیت فراهم نکردید یا لااقل زمانی که در تهران بودم به من اطلاع ندادید. امیدم از نیروی انتظامی ناامید شد. به امید مسئولان اجرایی استان بودم که آنها با دستور مناسب، آن اراذل را بازداشت و راه برگزاری مراسم را هموار و اینجانب را تحت‌الحفظ به دانشگاه ببرند. اما از تماسهایی که گرفته می‌شد فهمیدم که آنها درست برعکس عمل می‌کنند یعنی اولا همت و تصمیم اصلی آنها این است که به هر ترتیب شده آن جلسه سخنرانی دارای مجوز برگزار نشود و ثانیا هیچ کاری به کار مهاجمان نداشتند و آنها برای هر اقدامی آزاد بودند. اینجا بود که شمه‌ای از تدبیر دولت یازدهم را درک کردم.

ابراهیم سبحانی

درود برجناب الماسی عزیز موهبتی بود برایم امروز بخت یار بود وهمای سعادت بردوش هم آموختم از شما وهم عرض ارادت وادب می ننایم

منصور

سلام... با داستان تازه به روزم ومنتظر شما ممنونم[گل]

سیدعلیرضا رئیسی گرگانی

سلام و عرض ادب دارم و احترام محضر مبارکتان جناب استاد الماسی با احترام دعوتید به طنز عیدانه منتظر حضور گرمتان میمانم شرور گرامیم

؟

وی ادامه داد: پس از دستگیری متهمان از داخل خودرو ۴۰۰کیلو پسته، ۵۰کیلو آجیل مخلوط و ۳۰کیلوگرم بادام کشف شد

؟

پیشرفت می‌کند که میان سرمایه‌دار و مدیرانش اعتماد باشد و ریسک‌پذیری مدیرانش برای انجام کارهای جدید در بالاترین حد خود باشد. جوک‌های سیاه شخصیت‌ها را ترور می‌کنند؛ برای مثال در کشور ما محبوب‌ترین شخصیت فوتبالی کشور یعنی علی دایی ترور شخصیتی می‌شود، اما در انگلستان دیوید بکام به عنوان محبوب‌ترین بازیکن فوتبال آن کشور تکریم می‌شود و از او پول‌های هنگفتی به جیب می‌زنند. اگر جامعه متخصص ساخت جوک‌های سیاه شد باید نگران این جامعه بود زیرا به دست خود مردمانش از توسعه‌یافتگی باز می‌ماند. جوک سیاه اعتماد‌به نفس، اتحاد و همبستگی ملی را از بین می‌برد. اگر می‌بینید در کشور ما زنان کاندیدا نمی‌شوند یا مدیریتی را به دست نمی‌گیرند، اگر می‌بینید قدرت ریسک‌پذیری پایین است و کسی با کسی تعامل ندارد و مردم از تعامل می‌ترسند به این دلیل است که همه زیر ذره‌بین هستند، می‌ترسند از اینکه اشتباهی رخ دهد و بعد آماج حملات جوک شوند و زیر شلیک شایعات کمر راست نکنند.

پشه

عشق هم بخواد از ما بگه، ما دیگه از عشق نمیگیم...[دلشکسته]