پیک نوروزی (قسمت اول)

اما بعد ، مطلب نخست اختصاص دارد به سروده ارسالی بانوی ادیب و طناز اصفهانی ، صاحب وبلاگ وزین "ترشی طنز" ، در مقام و منزلت الاغ شیخ .....!

زبانَش تند و تیز و جیز و ویز ست // کلامش چون "بناگوش" ی لذیذ است!

خرش هر چند جفتک می پراند // افاضات و کراماتَش تمیز است!

اگر چه اهل بحث و گفتمان است // کند گاهی افاضاتی که جیز است!

کسی گفته خرت را چند ای شیخ ؟ // خری کین گونه مروارید ریز است؟

نگویم خر الاغت را، که آهوست // غزالی باد پا و تند و تیزست!

اگر خرهای عالم جمع گردند // به پیشش قدر آنها یک پشیز است!

سِزَد جای چغندر قوت این خر // شود سیبِ زمینی ،کو عزیز است!

به من ربطی ندارد شیخ امّا // بگو "She's" است این خر یا که "He's" است؟

خرت هر چند جنگل را ندیده // نمی دانم چرا قانون گریزست! 

رفیق بنیامین ، یار اُباماست // تماما منطقش جنگ و ستیز است !

گهی جفتک،گهی عَرعَر گهی گاز(گو...) // گزینه ها تماماً روی میز است!

کلامش هر چه باشد ،ترش بانو // همیشه از کلامش مستفیض ست!

**************

و این هم رباعی بودار حضرت شیخ ، تقدیم به ترش بانوی عزیز ::

کابینه ی مـــــا لایق بوس است فقط // یکپارچه نازنین، ملوس است ، فقط !

خوش باش کــه در دولت تدبیر و امید // هر دختر ترشیده عروس است فقط !

و همچنین این دعای شیخ برای سال جدید ::

دعا کردم بگیری بوی شوهر // شوی بانوی کدبانوی شوهر !

ببینُم بسته ی کالا به دستت // به دست دیگرت بازوی شوهر !

**************

اما بعد ، یاسر عزیز صاحب وبلاگ دیالوگ به سبک مثنوی حضرت مولانا ، به انتقاد از شیخ پرداخته که چرا در پرده مینویسد ، و واقعیات تلخ جامعه را زیر پوستین الاغ خود پنهان میکند؟

شیخ ما آیینه گردیده از آن  // تا نمایان سازد ایشان را نهان !

آن نهانی که دم دست است لیک // می نهان ماند ز شر و هم ز نیک!

نکته ها باشد میان منبرش // در تفاهم نامه ی شیخ و خرش!

داستان عشق بازی هایشان // در چمن گز کردن و آوازشان!

آی یاسر! مدح و سالوسی بس است // "آش" مالی؟ هان ؟ نه کار هر کس است!

الغرض چون شیخ خواهد انتقاد// می دهم اکنون سبیلش را به باد!

شیخنا آیینه را ماند ولی // نیست سطحش خوب صاف و صیقلی!

زین سبب سستی فراوان می کند // زیر خر صد نکته پنهان می کند!

خوب ها را در تقعر می برد // ضعف ها را با تحدب می خرد!

مر مریدان را صراحت لازم است // از چنین منبر نمی آید به دست!

هر مریدی هست چون حور و پری //نکته می ریزد به روی دیگری !

اینچنین منبر ندارد آن ثمر // شیخ را باید که تدبیری دگر!

گر ز ما هم شیخ معنی می خری//  "عرعرونی عرعرانی عرعری"!

**************

اما مصطفی صادقی عزیز ، صاحب وبلاگ کجراهه،  همزمان شیخ و الاغ ایشان را مورد تفقد قرار داده اند که ::

درودم بر تو ای شیخ خوش الحان // و آن وبلاگ خرٌم تر  ز باغت!

الهی زنده باشی تا همیشه // نبینم ناگهان هجران و داغت!

اگر روزی ز اینترنت کنی کوچ //ز هر جایی بگیرم من سراغت!

ندیدم عرعری مانند این خر // فدای چشم زیبای الاغت !

ز عرعرهای خوب و آشنایش // شده روشن تر از هر جا چراغت!

**************

همچنین رسول آقایی عزیز (راز) ، صاحب وبلاگ دلنوشته های رسول آقایی ، شیخ را مورد مرحمت خود قرار داده ، که ما قسمتهای +18 آن را سانسور کردیم و مریدان میتوانند شعر کامل را در کامنتهای پست قبل بخوانند! 

شیخنا طنازونازاست و رفیقِ"راز" هم // مهربان و خاکی و دارد چو ما یک تخته کم!

ای بنازم من به آن افکار و آن آرای نغز //ای بنازم من به آن اشعار طنز و پر ز مغز!

چون ندیدم روی ماه شیخمان را تا بحال // شکل و فرمش را تصور می نمایم در خیال!

گه گداری با ردا او را تصورمی کنم // روضه خوانی با عبا او را تصور می کنم!

گاه اما با کراوات و کت وشلوار ، یا // در خیالم می کنم اورا چو "آمیتان پچا!"

غافل از اینند ایشان شیخ ما چون چیز نیست //در پیِ آن کارها و دختران جیز نیست!

چشم او پاک است همچون چشم ماها هیز نیست،

جای او خشک است همچون زیر مــــاها لیز نیست!

جــــامه اش پاک است وطبعش پاک تر از جامه اش،

 با ردای پاک رد هــــــــــــــــــــــــرگز نگردد نامه اش!

گر گناهی سر زند از شیخ ما یا شیخنا // عرعرونی عرعرانی عرعرونی عر عرا!

**************

اما محمد عزیز صاحب وبلاگ حقیقت طنز نیز این رباعی را ارسال کرده  و نوشته است که رباعی ایشان را در حلقه "خشتک چاکان" شیخ بپذیریم ، که ما هم پذیرفتیم ،اما نفهمیدیم بالاخره کجایش به شیخ مربوط است !

گمان می بردم از من خرتری نیست! // در این وادی ز بنده مهتری نیست!

چو دیدم فضل استادم، بگفتم::// بغیر از حضرتش دیگر خری نیست!

**************

و بالاخره به پایان میبریم ، دفتر اول پیک نوروزی را با این رباعی زیبا از شاعر زبردست کریمای عزیز صاحب وبلاگ باغ اهورایی ، که بالاخره ما نفهمیدیم منظور ایشان از تاجداری بر ماچه خرها شامل شیخ میشد ، یا شامل الاغ ایشان !

خوشا شیخی که شاه سر به زیر است // سخن دان ، خر شناسی بی نظیر است!

کند بر ماچه خر ها تاجداری  // خر عیسی به حکم او وزیر است !

**************

و پی نوشت بی ربط این پست را هم اختصاص میدهم به سه بیتی زیبای ارسالی استاد بزرگوار "جعفری زاویه" که .......عمرشان دراز باد !

گــاه خــر بـــودن کــنـــد اعـجازها // در خــودش بـنـهـفـتـه رمز و رازها!

خـر بــخـوانــد بــهــتــریــن آوازها // دوســتــان خــر ، هــمــان ممتازها!

می کنند از دلخوشی افسونگری // عَرعَرونی ، عَرعَرانی ، عَرعَری !

/ 68 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پسر خوب

سلام خسته نباشید عیدتون مبارک باشه من واسه نشریه طنز دانشگاه به نویسنده طنز نیاز دارم شما هم که ماشالا کارت خیلی خوبه و نیازی به تعریف من نداری آیا شما افتخار همکاری میدین به من ؟ یا آیا اگر دوست ندارین به صورت مستقیم با من در ارتباط باشین اجازه ی کپی کردن از مطالبتون را میدین به صورتی که با نا خودتون چاپ شن ؟

مهدی طالقانی(مرزپرگهر)

درود . نوشتن از جشني كه قدمت هزاران ساله دارد كار اساني نيست ، در وصف بهار طرب انگيز و توبه شكن بسيار نوشته اند و سروده اند ، اما حكايت بهار حكايت تازگي است ، حكايت اينكه هيچ زمستاني ماندني نيست ، حتي زمستان تلخ اين سه دهه ، و هميشه بهاري « سبز » از راه مي رسد و جامه نو بر قامت زمين مي كند . اميد كه اين سال براي ايران و ايراني سالي پر از افتخار و شادكامي باشد .سال نو را به تمام ايرانيان ، به دختر ها و پسر ها ، به پدر ها و مادرها ، به عاشقاني كه عاشقانه همديگر را دوست دارند ، به بچه هايي كه لباس نو نخريدند و بزرگوارانه هيچ نخواستند ، به همسراني كه فقر را با لبخند تحمل كردند و به تمام دوستان گرامی تبریک عرض میکنم.

م.م.راد

سلام علیکم و الرحمه الله و برکاته یا شیخ ای مرادم کجایی که دلم برایت قیلی ویلی میرود و دیگر خشتکی نمانده که برایت ندریده باشم و کار دارد به پاره کردن جاهای دیگر میرسد! عرض شود که من در کار مریدان دیگر مانده ام که چرا سفاهت می کنند و در مکتب خانه ی شما دو زانو به نشانه ی ادب و پند آموزی نمی نشینند. نمونه اش مطالبی که از یکی از مریدان خوارج شما خواندم و بسی انگشت به دهان ماندم. مرهمت نموده تشریف آورید و گره از کار ما بگشایید و انگشتمان را از دهنمان در آورید که غذا خوردن بسی دشوار کشته. http://mosibatnameh.blogfa.com/post/103

م.م.راد

یا شیخنا به زبان مریدان فرنگی می گویم: thank you very much که خودم این گونه می دانمش: دمت گرم یه ماچ بده بیاد! همین که چراغ اول این پست با کامنت بزرگ ترین شیخ عالم روشن شد باعث امید است! تا ببینیم تدبیرش چه است.

هکیم

سلام شیخ عزیز؛ این عبد حقیر در درجه ی ابتذال تخم و مرغ دچار شک شده ام براستی تخم مبتذل تر است یا مرغ؟ اصلا استفاده از این دو واژه نامانوس در کنار هم یک غرب زدگی وحشتناک بنظر میرسد خداوند شما را در جای خشک و خنک و دور از نور آفتاب نگهداری فرماید.

...

سلام علیکم یا شیخ! ما که دبستانی بودیم یک پیکهایی می دادند دلمان می خواست تا جزایر قناری پا را به فرار بگذاریم ولی نه، این یک خوب بود

اقتداری

شیخنا طبعمان کپک زده است زخم مارا کسی نمک زده است ازصداقت نگو برادر جان دوستی هم به من کلک زده است دهنم را ببین در آخر عمر بی تکان است بس که فک زده است فصل یارانه ها گذشته مگر که نداری مرا کتک زده است! جیب من پر شده است از خالی ! زندگانی مرا محک زده است تانیفتم زپا زمانه ی خوب! زیر هر جا م جفت جک زده است!

کامران

باور کن مدت ها بود اینقدر نخندیده بودم .امیدوارم همیشه ی ایام خوش باشی .به نظرم که شیخ نهایی نهایی هستی .

مینا

چرا نظرم اینجا نمیاد؟؟!!!! دوباره مینویسم: این مطلبو با تصنیف زیبای "جان عاشقان" استاد شجریان گوش دادم و خیلی فضا "روحانی" شد!![خوشمزه]

مینا

اومد [نیشخند][خنده][گل]